تعداد حاضرین در وب گاه

ما 33 مهمان آنلاین داریم

منابع اطلاعاتی بیشتر در مورد نگارنده

ORCID iD iconorcid.org/0000-0003-3595-1829

آمار وب سایت




یادداشت های گاهگاه
افتخاری دیگر مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
یادداشت های گاه گاه - هنر
نوشته شده توسط Administrator   
دوشنبه ، 8 اسفند 1390 ، 09:21

بالاخره یک فیلم ایرانی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را از آکادمی هنر هالیوود دریافت کرد.


آقای اصغر فرهادی برنده این جایزه، فیلم های بسیاری را کارگردانی کرده است که من افتخار دیدن تعدادی از آنها مانند "چهارشنبه سوری" و "درباره الی" و همینطور آخرین فیلم ایشان "جدایی نادر از سیمین" را داشته ام و تمام آنها را فیلم هایی در خور توجه یافته ام که علاوه بر تکنیک بالای ساخت و کارگردانی حرفهایی جدی برای گفتن داشته اند. بالاخص فیلم "جدایی نادر از سیمین" که فیلمی بسیار زیبا و عمیق است. این فیلم به روابط ساده اما در خور دقت انسان ها با هم می پردازد و موقعیت هایی را توصیف میکند که این آدمها در آنها قرار گرفته مجبور به انتخاب هایی میشوند. شاید بتوان گفت تمرکز اصلی این فیلم بر روی راستی و صداقت است و نوع مواجهه من ایرانی با این مسئله.

یکی دیگر از زیبایی های فیلم های فرهادی واقع گرایی آنهاست. فیلم های او دقیقا توصیف همان موقعیت هایی ست که من و شما بعنوان آدم هایی معمولی در طول روز میتوانیم در آنها قرار بگیریم. هیچ کاریزما یا فوق بشری یا برعکس دون بشری در کار نیست. هرچه هست انسان است. انسانی که پای بر زمین دارد. و این نوع نگاه کارهای او را شیرین و باورپذیر میکند.

تکنیک ساخت خاص فرهادی نیز مشخصه دیگر فیلمهای اوست. روش کارگردانی و تکنیک های فیلم برداری فیلمهای او چنان اند که چشمان شما را به گونه ای به پرده سینما می چسباند که یارای پلک زدن ندارید.  من این واقعیت را در فیلم "درباره الی" بیشتر درک کردم.

شاید یکی دیگر از نکاتی که فرهادی را دوست داشتنی میکند، شخصیت معتدل و منطقی اوست. از برخوردها و سخنانش در مجامع بین المللی میتوان به این مهم دست یافت. سخنان او در مراسم اسکار واقعا زیبا بود و ارزش چند بار شنیدن دارد:

"ایرانی های زیادی در سراسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند و تصور می کنم که خوشحالند. آن‌ها خوشحال‌اند چون در روزهایى که میان سیاستمداران حرف از جنگ، تهدید، و خشونت تبادل می شود، نام کشورشان ایران از دریچه باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیر غبار سیاست پنهان مانده است. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى و کینه بیزارند."

از صمیم قلب این موفقیت را به آقای فرهادی، هنرمندان این فیلم و همه مردم سرزمینم تبریک میگویم.

 

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 8 اسفند 1390 ، 10:00
 
عاشورا مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 5
ضعیفعالی 
یادداشت های گاه گاه - دین
نوشته شده توسط Administrator   
سه شنبه ، 15 آذر 1390 ، 09:07

امروز عاشوراست. بهترین روز سال برای فکر کردن به تمام آن چیزهایی که برایشان ارزش قائلیم. مفاهیمی چون انسانیت، آزادگی و وفاداری.

ازمنظر تاریخی عاشورا روزی ست خونین در حدود 1370 سال پیش، که در آن یک مرد، امام حسین، در مقابل یک دنیا پلیدی ایستاد و سرانجام مرگ شرافتمندانه را برای خود و خانواده اش با آغوش باز پذیرفت. اما امروز، حداقل برای مسلمانان، عاشورا روزی ست نمادین برای مبارزه با هر نوعی از تحمیق و بردگی انسان.

لب کلام امام حسین، "نه ظالم باش و نه به زندگی تحت ظلم رضایت بده" چراغ روشن راه در زندگی امروز ماست.

Ahoora

آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 15 آذر 1390 ، 09:17
 
رمضان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
یادداشت های گاه گاه - دین
نوشته شده توسط Administrator   
سه شنبه ، 11 مرداد 1390 ، 08:35

امروز اولین روز ماه مبارک رمضان است. ماه مقدسی که در آن تلاش میکنیم هر چه بیشتر به مبدا هستی، به خدایمان نزدیک شویم.

اولین چیزی که پس از شنیدن نام رمضان به ذهن ها خطور میکند پرهیز از خوردن و آشامیدن و لذتهای حسی است. اما به نظر میرسد چیزی فراتر از اینها مدنظر قانونگذار کائنات بوده است. اینکه بتوانی مهاری بزنی بر هر آنچه تاکنون بی هیچ قیدی انجام میدادی و قبل از انجام هر امری تردیدی کوچک در مورد راستی یا ناراستی آن به خود راه دهی، خود جهشی بزرگ در راستای تعالی روح تو محسوب خواهد شد. این تمرینی است که سی روز موظف به انجام آنی و پس از آن، احساس خواهی کرد که عضلات روحت برای مهار بر نفس سرکش قوی تر شده اند.

رمضان فرصت مغتنمی برای هر مسلمان است تا انسان بهتری شود و فربهی را از جسم حقیرش به روح متعالی اش منتقل کند.

به این ماه پر از نعمت خوش آمد می گوییم.

آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 11 مرداد 1390 ، 08:53
 
در خاطره یک دوست مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
یادداشت های گاه گاه - مطالب عمومی
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه ، 5 آذر 1389 ، 12:33

سالها قبل وقتی در مشهد و در سطح کارشناسی مشغول دانشجویی بودم، پاتوق روزهای کم کاری من کتابفروشی هایی در خیابان سعدی (که فکر میکنم آن موقع به سراب مشهور بود) و چهارراه ارگ مشهد بود. مغازه هایی نه چندان بزرگ که مملو از کتابهای قدیمی و اکثرا دست دوم بودند. البته پرسه زدن در انتشارات امام در چهارراه دکترا هم حلاوت فراموش نشدنی خود را داشت، اما این کتابفروشی های چهارراه ارگ فضا واتمسفر خاص خودشان را داشتند که دل هر دانشجوی جویایی را با خود می برد. آدمهایی که اغلب در این مغازه ها دور هم جمع می شدند هر کدام به نحوی خاص بودند و هر یک در حوزه ای از معرفت برای خودشان حرف های زیادی برای گفتن داشتند. من هم که در آن دوران دانشجوی صفرکیلومتری بودم از قرار گرفتن در این جمع ها و گوش فرا دادن به نکات ظریف و زیبایی که از دل این کتاب ها بر زبان این آدم ها جاری میشد نهایت لذت را می بردم.
نکته بیادماندنی از این کتابفروشی ها، آزاداندیشی آنها و گرفتار خودسانسوری نشدن آنها بود. اغلب بدون هیچ تعصب خاصی از معارف بشری میگفتند و به استناد آیه شریفه "الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه" بهترین و اخلاقی ترین منش و بینش را از این معارف گلچین میکردند. بدین گونه بود که من این کتابفروشی ها را بعد از حرم امام هشتم که مکان اصلی آرامش دهنده من بود بعنوان بهترین مکان های این شهر میدانستم.
سالها بعد در در بازار بیرجند کتابفروشی را دیدم که مرا به خاطرات آن سالها و فضای زیبای آن کتابفروشی ها برد. انتشارات قهستان به مدیریت آقای علیرضا چاجی مکانی برای گذران اوقات فراغت من شد. بعدها این کتابفروشی به خیابان شهدا نقل مکان کرد و در فضایی کمی بزرگتر پذیرای دانشجویانی مثل من بود. باز هم همان جو، باز هم همان آدمها و باز هم همان حلاوت صحبتها.
حدود یک هفته قبل شنیدم که علیرضا چاجی، آن مرد بزرگ و دوست داشتنی بر اثر حمله قلبی جان ارزشمند خود را به جان آفرین تسلیم کرده است. مرحوم علیرضا چاجی دست مرا گرفته بود و به سالها و لحظات زیبای زندگی ام برده بود. او را از صمیم قلب دوست داشتم و بر صفا و سادگی اش رشک می بردم. او یکی از بهترین دوستانم بود، هر چند هیچگاه این را ندانست. روحش در آرامش باد.

آخرین بروز رسانی مطلب در جمعه ، 13 آبان 1390 ، 15:49
 
هزار خورشید تابان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 4
ضعیفعالی 
یادداشت های گاه گاه - هنر
نوشته شده توسط Administrator   
سه شنبه ، 18 آبان 1389 ، 10:48

کتاب "هزار خورشید تابان " کل هفته پیش مرا بخود اختصاص داد و صد البته ارزشش را داشت. این کتاب رمان نفیسی است که داستان دو زن، مریم و لیلا را در سرزمین فقر و فلاکت، افغانستان روایت میکند. نویسنده باذوق این رمان،آقای خالد حسینی، که توان خود را در اولین رمانش، بادبادک باز نشان داده بود، سبک بسیار روان و زیبایی در نگارش این رمان از خود به یادگار گذاشته است، بگونه ای که هر خواننده ای را مجذوب و شیفته خود میکند و تا خواندن آخرین جمله کتاب با ذوق و شور بدنبال خود میکشاند.

در این رمان مفتون کننده میتوان از عمق جان به بدیهای جنگ و آثارعمیق و مخرب آن بر زندگی نوع انسان پی برد و این تراژدی را با ذره ذره وجود لمس کرد. آوارگی و ویرانی که بواسطه سی سال هرج و مرج و بی قانونی آغاز شده از حمله روسیه تا استیلای بی چون و چرای طالبان در تمام جنبه های زندگی مردم نفوذ کرده است به شیوه ای بی نظیر به تصویر کشیده میشوند.

نویسنده در این خلال پای مفاهیم زیبایی چون عمق روابط بین انسانها و بالاخص در درون خانواده، عشق پایدار و میراث فرهنگی و تاریخی گرانبهای افغانستان را پیش میکشد تا خواننده در نهایت بپذیرد که همه اینها می توانند قربانی جاه طلبی و فقر عقلانیت آدمها شوند.

رمان هایی مانند "هزار خورشید تابان" قادرند تصویری واقعی از جایگاه ما در دنیای امروز که میتواند آکنده از بی عدالتی، توحش و بی خردی باشد و یا نه با عشق و دوستی و عقلانیت اداره شوند را در پیش چشم ما قرار دهند. در این میان تصمیم برای چگونه زندگی کردن با خود ماست.

از آقای آسوده استاد عزیز زبان انگلیسی که مدتی را در کنارشان شاگردی کردم برای معرفی این کتاب سپاسگذارم.

 

آخرین بروز رسانی مطلب در جمعه ، 13 آبان 1390 ، 15:49
 
« شروع قبلی 2 1 بعدی انتها »

صفحه 1 از 2

جستجو

مطالب مرتبط